خرید بک لینک

جعفر محمدي

عصر ايران - در آستانه دور دوم انتخابات، ويدئويي در شبکه هاي اجتماعي منتشر شد که دست به دست گشت و ميليون ها نفر آن را ديدند و براي هم ارسال کردند.

ماجراي ويدئو اين بود که در سخنراني يکي از کانديداهاي معروف، يک دانشجو به او مي گويد: "من سوالي از شما مي پرسم که اگر به آن درست جواب داديد، مشخص مي شود که صداقت داريد؛ شما در رزومه خود گفته ايد که مدرک تافل انگليسي داريد" و سپس يک سؤال ساده به زبان انگليسي از او مي پرسد.
کانديدا معروف و مدعي داشتن تافل که غافلگير شده بود، نمي تواند حتي يک کلمه به انگليسي صحبت کند و شروع به فرافکني مي کند و در حالي که حاميانش متعرض دانشجوي پرسشگر شده اند و موافقان و مخالفان شعار مي دهند، سالن سخنراني را ترک مي کند...!

نکته اساسي در اين باره، اين نيست که آيا اين کانديداي معروف، زبان انگليسي بلد بود يا خير؟ بلکه سخن بر سر اين است که ما وارد عصر جديدي شده ايم که مناسبات آن با ديروز، به کل متفاوت است. 

عصر ارتباطات، اگر تا ديروز به معناي گسترش رسانه هاي يکسويه مانند شبکه هاي تلويزيوني، ماهواره اي، روزنامه ها و اين اواخر سايت ها بود، ولي اکنون معنايي فراتر يافته است چرا که با رواج شبکه هاي اجتماعي - که رويدادي تاريخي و تاريخ ساز است - هر فردي که يک گوشي هوشمند داشته باشد، به محص اتصال به اينترنت، تبديل به يک رسانه مي شود.

اين است که يک اتفاق کوچک در گوشه اي دور افتاده در دنيا که تا ديروز در همان جا مي ماند و اي بسا در محله مجاور هم کسي خبردار نمي شد، امروز مي تواند مهم ترين خبر روز دنيا باشد و منشأ تحولات بزرگ بين المللي.
نمونه بارزش، خودسوزي يک دستفروش تونسي به نام "بوعزيزي" در يکي از شهرهاي دورافتاده اين کشور بود که فيلم آن در شبکه هاي اجتماعي منتشر شد، اعتراضات در تونس بالا گرفت و سپس تحولات موسوم به "بهار عربي" در برخي کشورها شکل گرفت و ... .

اينک اگر مسؤولي به دروغ بگويد که از آکسفورد دکتري دارد يا در کارنامه اش دم از داشتن مدرک تافل بزند يا آماري ساختگي بدهد يا در جمعي کوچک سخنان موهن بگويد يا فاميلش را بدون صلاحيت به کار بگمارد يا 16 ميليارد تومان از پول بيت المال را به حساب دانشگاه شخصي اش واريز کند يا ... نمي تواند با خيال آسوده سر بر بالين بگذارد چون به احتمال قوي، کسي در اداره اي سندي را رو مي کند، يا فيلمي را به گروهي از  دوستانش مي فرستد تا در کمتر از 24 ساعت، در همه جهان منتشر شود، يا کارمند شريف بانکي که از سوء استفاده 16 ميلياردي آشفته مي شود و  از صفحه مربوط به تراکنش مالي آن در مانيتور عکس مي گيرد و آن را منتشر مي کند و ... .

اگر تا ديروز مي شد رسانه ها را - که تعدادشان محدود است - با بخشنامه، سانسور، محاکمه و ... محدود کرد يا حتي به خودسانسوري واداشت، اينک نمي توان مطمئن بود که همه 46 ميليون ايراني که متصل به تلگرام هستند، خود را مقيد به محدوديت ها مي کنند و خط کشي شده مي نگارند و منتشر مي نمايند.
همين فيلم مربوط به تافل کانديداهاي معروف، چنان در ميان مردم دست به دست شد که حتي در نتيجه انتخابات نيز موثر بود و آن فرد را از مجلس دهم حذف کرد.

شبکه هاي اجتماعي، هر چند همانند همه پديده هاي ديگر، ضعف و آفت نيز دارند ولي استفاده درست از آنها، مي تواند مهم ترين عامل براي نظارت ملي و همگاني بر مسؤولاني باشد که بايد بدانند هر جا که يک موبايل هوشمند وجود دارد، اين امکان وجود دارد که همان جا تبديل به محضر عموم ملت شود.
 اگر فلان نماينده مجلس که در ستاد انتخاباتي خودش و در جمع هوادارانش، آن سخنان سخيف را گفت، اين را مي دانست که نه در يک جمع محدود که در حضور همه ملت ايران سخن مي گويد، حتماً سنجيده تر سخن مي گفت، همين طور است نماينده ديگري از جناح مخالف، که جوک قوميتي مي گفت و نمي دانست که فيلم خنده هايش، اشکش را در خواهد آورد.

رسانه هاي جمعي، جهان را به "دهکده جهاني" تبديل کردند و با گسترش شبکه هاي اجتماعي، همه ما در "اتاق جهاني" زندگي مي کنيم. اين را همه بايد بدانند، به ويژه آنان که مورد توجه جامعه اند، از ورزشکاران و هنرمندان گرفته تا سياستمداران و فعالان اجتماعي.

برچسب: نویسنده: نرگس اکبری‌پور تاريخ: سه شنبه 2 خرداد 1396 ساعت: 19:41

صفحه بندی